تبليغاتX
http://weblogtools.irhttp://weblogtools.irhttp://weblogtools.irhttp://weblogtools.irhttp://weblogtools.irhttp://weblogtools.ir
اتل متل توتوله اتل متل توتوله
اتل متل توتوله

دنیا چیزه بدیه











 

چشامو دوخته  بودم به یه شاخه گل یاس

داشتم از دردام میمردم دیدم آسمون سیاهست

قطره ی شاخه تنها توی اون سکوت تازه

اینا دنیای چشام بود که میرفتن زیره سایه

همه جا بارونی و سرد کاش میشد عشق ببینم

 . . .

خنده ی جنگل وحشی خنده ی تلخ دلم بود

حالا این اشکای کهنه آخرین حرف دلم بود

پیش چشمای ترم چرا بارون میزنه؟

همه جا خیسه ولی اینا اشکای منه

 

همه چیز تموم شده و گریم از تنهایاست

همه رفتن حالا مونده من و غم هامو گل یاس

نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت 9:22 PM توسط سانیا| |


خسته شدم

مگه خسته شدن شاخ و دم داره!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت 7:0 AM توسط سانیا| |


 

اتل متل توتوله

این زندگی چه جوره ؟

همش غم و همش درد

گاهی یه خورشید سرد

اتل متل توتوله

چرا زندگی زوره؟

چرا همه میخندن

گاهی خوشی چه دوره

اتل متل توتوله

خب زندگی این جوره

گاهی خوشی گاهی غم

گاهی دلی که کوره

اتل متل توتوله

 

نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/01ساعت 9:46 PM توسط سانیا| |


 

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من...!

 من خودم بودم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزيد...!

من نه عاشق بودم نه دلداده به گيسوي بلند و نه آلوده به افکار پليد....!

من به دنبال نگاهي بودم...! که مرا از پس ديوانگيم مي فهميد.

نوشته شده در دوشنبه 1388/06/23ساعت 10:19 PM توسط سانیا| |