دنیا چیزه بدیه
چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟!... آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی روی خندان تو را کاش که من می دیدم شانه بالا زدنت را بی قید ! و تکان دادن دستت " که مهم نیست زیاد " چه کسی باور کرد ؟!... جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد ! من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه کی با بالهای شکسته با تو پرواز میکنه راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه من نباشم کی میاد نازه نگاتو میخره کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید میبره کی میگه حقا همیشه با تو واسه ی خاطره تو جون میده پشت پنجره من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته کی برات میمیره کی نمیشه خسته کی تو رو میزاره روی دوتا چشماش کی اگه نباشی می گیره نفسهاش من اگه نباشم من اگه نباشم غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم غبار لحظه ها سپرد منو به خاک رفتنم








نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/24ساعت
5:37 AM توسط سانیا| |
نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت
5:32 AM توسط سانیا| |
به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیاله من
نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/18ساعت
6:24 AM توسط سانیا| |















