دنیا چیزه بدیه
اونوقت نمیدونم تو کجاش قرار میگرفتی؟ چون با معرفت ترین بی معرفتی خودت چی فکر میکنی ؟ انگار که یک خواب بودی تو لحظه های عمرم افسوس که کمیاب بودی میدونستم از اول این رسم زندگی نیست خوشبختیا زود گذر هرگز همیشگی نیست به دنبال یه رویا که دست نیافتنی بود میدونستم از اول قلبم شکستنی بود مثل یه قصه زیبا مثل یه خواب کوتاه من اسمتو گذاشتم قشنگترین اشتباه وای چه مغروری وای چه مغروری من دیگه مردم بسه این دوری وای چه مغروری وای چه دل سنگی من دیگه باختم چرا میجنگی وای چه مغروری تو سر حرفت گقتی وای میستی میدونم بی من خیلی خوب نیستی نده آزارم مگه مجبوری وای چه مغروری چی میشه یکم مهربون باشی راه بیای با این عاشق ناشی ای بابا چرا اونی که باید بیاد و به این وبلاگ سر بزنه نمیاد آخه من چیکار کنم ؟









کاش دو تا دنیا داشتیم . . .دنیای بی معرفتا و دنیای با معرفتا
نوشته شده در سه شنبه 1388/04/30ساعت
9:37 PM توسط سانیا| |
رفتی تو از زندگیم
نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/25ساعت
8:19 AM توسط سانیا| |
نوشته شده در دوشنبه 1388/04/22ساعت
10:40 PM توسط سانیا| |
نوشته شده در یکشنبه 1388/04/21ساعت
7:55 AM توسط سانیا| |















