اتل متل توتوله
دنیا چیزه بدیه
چشامو دوخته بودم به یه شاخه گل یاس داشتم از دردام میمردم دیدم آسمون سیاهست قطره ی شاخه تنها توی اون سکوت تازه اینا دنیای چشام بود که میرفتن زیره سایه همه جا بارونی و سرد کاش میشد عشق ببینم . . . خنده ی جنگل وحشی خنده ی تلخ دلم بود حالا این اشکای کهنه آخرین حرف دلم بود پیش چشمای ترم چرا بارون میزنه؟ همه جا خیسه ولی اینا اشکای منه همه چیز تموم شده و گریم از تنهایاست همه رفتن حالا مونده من و غم هامو گل یاس مگه خسته شدن شاخ و دم داره!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت
9:22 PM توسط سانیا| |

خسته شدم
نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/15ساعت
7:0 AM توسط سانیا| |




